جعفر رحمن زاده صوفيانى
50
عربى سرايان آذرى زبان ( فارسى )
اين عيد چه عيد آمد كافلاك همىرقصند * با قاطبهى اجرام دردى كه بود مشحون آن پير فلك گو را در نام زُحَل خوانند * بر بام فلك آمد با كوكبهى افزون اعلان طرب در داد بر قاطبهى قارات * از كنگرهى نهم تا چار يك مسكون ناهيد زند هم چنگ هم بربط خوش آهنگ * پر كرده ز زير و بم از عرش الى مادون مريخ كه همواره جنگ است ورا ديدن * برداشته دست از جنگ ، با صلح شده مقرون بين كف خضيب از شوق با كفّ خضيب آمد * در رقص بنات النعش اورانوس و هم نبطون مه گو ز ازل آمد او ناظم سيارات * بسته به كمر دامن در انجمن گردون عيد است بده ساقى زان مى كه پرد آسان * در موقع جان دادن روحم ز تنم بيرون رانم فرس طبعم با ناطقهى الكن